الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

226

الغدير ( فارسي )

جملهء آن چهار نفر على عليه السّلام است ، و نيز بصحّت پيوسته اينكه دوست نميدارد او را مگر مؤمن و دشمن نميدارد او را مگر منافق ، و اينكه هر كس به او ناسزا بگويد ، به پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله گفته ، و اينكه او ( على عليه السّلام ) نبرد مىكند بر تأويل قرآن همانطور كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله نبرد فرمود بر تنزيل قرآن ، و اينكه دو گروه در مورد على عليه السّلام هلاك ميشوند ، دوستى كه افراط در دوستى او كند ( يعنى دوستى را منتهى به غلوّ نمايد ) و دشمنى كه در دشمنى او شدت و عناد بورزد ، و همانا كشندهء آن جناب ( ابن ملجم « لع » ) شقىتر آخرين است همانطور كه پى كنندهء ناقهء ( صالح ) شقىتر اولين است . 23 - جمال الدين حسينى ، شيرازى ، متوفاى 1000 در كتاب اربعين خود پس از ذكر حديث غدير و نزول آيهء : * ( سَأَلَ سائِلٌ ) * در اين داستان گويد : اصل اين حديث سواى داستان حارث متواترا از أمير المؤمنين عليه السّلام رسيده و داستان حارث نيز متواترا از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايت شده است ، داستان مزبور را جمع كثير و گروه بسيارى از صحابه روايت نموده‌اند و ابن عباس آن را روايت كرده ، سپس لفظ ابن عباس و حذيفة بن اسدى غفارى و حديث ركبان را روايت كرده است . 24 - جمال الدين ابو المحاسن ، يوسف بن صلاح الدين حنفى ، در كتاب « المعتصر من المختصر » ص 413 گويد : ابو الطفيل واثلة بن اسقع ( 1 ) گفت : على بن ابى طالب عليه السّلام مردم را در رحبه جمع نمود و سپس فرمود : سوگند مىدهم بخداى عزّ و جلّ هر مردى را كه سخنان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را در روز غدير خم شنيده ( برخيزد و شهادت دهد ) . پس جماعتى از آنها برخاستند و شهادت دادند باينكه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم فرمود : آيا نميدانيد كه ولايت من بمؤمنين بيشتر و سزاوارتر است از خود آنها ؟ ؟ آنحضرت اين سخن را در حال ايستاده فرمود و سپس دست على عليه السّلام را گرفت و

--> ( 1 ) در كتاب نامبرده چنين است ، ولى صحيح آن : ابو الطفيل عامر بن واثله است .